بالاخره بزرگ میشوی

پیش مقدمه : این مطلب حدودا 1800 کلمه است و بدون ویرایش نوشته شده است ، در این مطلب حرف خاصی زده نمی شود و صرفا اشاره به یک موضوع شخصی است ، اگر حوصله خواندن 1800 کلمه را ندارید ، می توانید از خواندن آن صرف نظر کنید و مطالب دیگر را که عموما از این مطلب کوتاه تر هستند را مطالعه کنید .

مقدمه اول : نوشتن این مطلب برایم سخت است ، سخت تر از نوشتن زندگی امیر ، برای زندگی امیر برنامه خاصی ندارم و هر هفته هر آنچه به ذهنم می آید را به داستان اضافه میکنم و اینگونه داستان را پیش می برم . برای نوشتن این مطلب هم برنامه خاصی ندارم ، اما مقدار اطلاعاتی که در ذهنم دارم و میخواهم در این مطلب بگنجانم مرا وادار به ساختار دهی می کنند ، اما این بار هم به رسم همیشه بدون ساختار می نویسم و هر آنچه در ذهنم است را در این قاب سفید ، در قالب کلمات ، سیاه می کنم .

مقدمه دوم و شروع صحبت : امروز صبح ملیس پیام داده بود و احوالم را پرسیده بود ، در جوابش گفتم خوبم ، از آنجایی که کمتر پیش می آید بگویم خوبم و عموما میگویم بد نیستم دلیل خوب بودن را پرسید . در جواب ملیس گفتم : خوبم چون هرچه بزرگتر می شوم بیشتر شبیه خودم می شوم . نه چیزی برای پنهان کردن دارم و نه چیزی برای تظاهر ، تنها خودم هستم .

جوابم برایش جالب بود و توضیح بیشتر خواست ، توضیحاتی که به ملیس دادم را برای شما با زبان خودم می نویسم ، این توضیحات پایه و اساس مطلب امشب را شکل می دهند .

ادامه ی مطلب

کتاب زندگی امیر – قسمت پنجم

آذر 91

– سلام، امیر چرا آنلاین نمیشی؟ بازی داریم ها

– سلام چند دقیقه وایسید بابام بره میام

-ای بابا ، خیلی داره دیر میشه امیر ، بچه ها میگن اگر نمیای ما بازی کنیم بدون تو

چند لحظه سکوت کردم و تایید کردم که بدون من بازی کنن .

گوشی رو گذاشتم و روی صندلی کامپیوتر خیره به صفحه نمایش نشستم. مثل چند ده بار گذشته حالم بد شده بود .

احساس بیهودگی و پوچی میکردم . وقتی که کسی بهم محل نمیزاشت یا توی جمع دیده نمیشدم این احساس بهم دست میداد .

از دستش کلافه شده ام ، خوب منتظرم وانستادن که وانستادن ، چرا باید اینجور حس بدی پیدا کنم ؟ ما هم خیلی وقت ها منتظر دیگران وا نمی ایستیم ، یعنی اونا هم ناراحت میشن؟

ادامه ی مطلب

تهران ، آنقدر ها بزرگ نیست

تهران ، آنقدر ها که میگفتند بزرگ نیست

بزرگ ، صفت دریاست ، صفتی که نشان از مهربانی دارد ، نشان از آرامش و آسایش خاطر دارد ، نشان از بخشش دارد

تهران اما ، بزرگ نیست ، تهران اما ، فقط اسم بزرگ را با خود به یدک میکشد

تهران اما ، زیبا نیست ، فقط اسم زیبا را با خود یدک میکشد

تهران اما ، شلوغ نیست ، فقط ترافیک ماشین ها را از غرب به شرق و از شرق به غرب یدک میکشد

تهران خلوت است ، خلوت ترین شهر دنیا

خلوتی که روزی به اشتباه شلوغی و پیدا شدن پنداشتمش

ادامه ی مطلب