یک نکته در شخصی سازیِ رابطه سازمان و مشتری

روابط عمومی و روابط شخصی تفاوت زیادی دارند ، حتی زمانی که روابط شخصی از طریق کانال های عمومی برقرار شوند روابط شخصی باید روابط شخصی باقی بمانند و چون از طریق کانال عمومی برقرار میشوند ، روابط عمومی تلقی نشوند .

آنچه که یک مشتریِ آشناتر از من انتظار دارد برقراری روابط شخصی حتی در کانال های ارتباطی عمومیست ، وقتی مشتری قدیمی در صفحه اینستاگرام اظهار نظر میکند ، انتظار دارد که شناخته شود و در قالب روابط شخصی با او ارتباط برقرار شود ، اگر با مشتری که رابطه شخصی خوبی با سازمان دارد در کانال های ارتباطی عمومی همانند افراد دیگر رفتار کنیم ، ره صد سال رفته برقراری رابطه عاطفی بین سازمان و آن مشتری را در چند لحظه نابود میکنیم .

چرا که وقتی با مشتری همانند یکی از عموم مردم رفتار میشود ، مشتری احساس تعلق خود به سازمان را از دست میدهد .

این مساله در مقیاس بین فردی هم مصداق دارد ، بارها این مثال را شنیده ایم که دوستی که تو را در جمع تایید و حمایت میکند دوست خوب توست و .. ، آیا تا به حال همین مثال برایتان تجربه شده است ؟ وقتی که دوست نزدیک شما ، شما را در جمع حمایت و تصدیق نمیکند . احساسی که در آن لحظات خواهید داشت ، احساس از دست دادن تعلق به آن فرد خواهد بود ، برند های تجاری در بهترین حالت دوست ما هستند ، با این تفسیر میتوان این نتیجه گیری را کرد که نیاز است در تمامی کانال های ارتباطی این ارتباطات عمیق شخصی را در درجه اول حفظ و سپس برای توسعه آن تلاش کرد .

 

پی نوشت : لازم به ذکر نیست که بهترین تصمیم در هر کانالی برقراری ارتباط عمیق و شخصی سازی روابط سازمان با مشتریان است ، که مصداق آن را روزانه در ایمیل های تبلیغاتی که دریافت میکنیم میتوان به وضوح دید .

پی نوشت دو : یکی از مسائلی که این روزها ناخودآگاهم رو آزار میدهد این است که حالا که شخصی سازی ایمیل با نوشتن چند خط کد که از پایگاه داده نام مشتری را کپی کرده و پس از آن یک عدد عزیز ! قرار دهد ، اثربخشی خود را از دست داده ، سطح بعدی شخصی سازی بازاریابی ایمیلی چه میتواند باشد ؟

 

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید