مدیریت توجه

این روزها به شهرستان و خانه برگشته ام تا بتوانم از سکوت طبقه دوم خانه برای مطالعه استفاده کنم ، در میان مطالعات زمانی را به استراحت اختصاص میدهم ، چای میخورم و موسیقی دلنشینی گوش میدهم .

در میان این جرعه های چای و نُت های موسیقی ، به روابطم با افراد دیگر فکر میکنم ، روابط خوب و روابط بدم ، نکته ای که در نظرم جالب و برای تفکر ارزشمند می آید ، مدیریت توجه است .

بگذارید با دادن تعریفی و چند مثال کوتاه ، مدیریت توجه را از نظر خودم برای شما تشریح کنم :

پیش نیاز تعریف مدیریت توجه تعریف توجه است ، هر انسانی نیاز به توجه دارد ، توجه چیزیست که از آن به عنوان نوازش در کتاب وضعیت آخر و ماندن در وضعیت آخر تامس هریس یاد شده . هر انسانی نیاز دارد که از نظر دیگران ارزشمند به نظر بیاید ، حرفش موثر واقع شود و حضورش مورد استقبال دیگران قرار گیرد . تا اینجای کار ، این تنها نیاز طبیعی انسان هاست و انتظار دریافت توجه ، انتظار بی جایی نیست . اما مشکل از آنجایی شروع میشود که ما متوجه نیازمان به توجه نباشیم و سعی کنیم از راه های ناخودآگاهِ اشتباهی توجه را به خود جلب کنیم .

زمانی که به روابطم فکر میکنم ، چیزی که به کرات متوجه آن میشوم این است که در برخی لحظات برای جلب توجه طرف دیگری ، کارهایی را کرده ام که نیت قبلی مبنی بر انجام دادنشان نداشته ام .

قبل از مثال زدن در این مورد ، بگذارید توجه را تا جایی که حافظه ام اجازه می دهد دسته بندی کنم ، این دسته بندی کامل نیست ، اما در حال حاضر فکر میکنم میتوانیم برای فهمیدن توجه از سه دسته بندی مقابل استفاده کنیم : توجه اطلاعاتی ، توجه مربوط به استقلال و توجه احساسی .

توجه اطلاعاتی را میتوانیم با یک مثال بفهمیم ، همه ما تا به حال وارد مذاکره شده ایم ، چه مذاکره در قالب معامله تجاری باشد ، چه مذاکره زندگی مشترک باشد ، چه مذاکره تصمیم گیری در مورد مساله ای دیگر . نکته ای که است این است که در جریان مذاکرات خیلی وقت ها اطلاعاتی بین طرفین رد و بدل می شود که از قبل قصد و نیت ابراز آن را نداشته اند . اما اگر نیت آن نبوده چگونه این اطلاعات رد و بدل میشود ؟ پاسخ این است که شرایط مذاکره و اطلاعاتی که از طرف مقابل بر سر میز گذاشته می شود ما را تحریک میکند که به او نشان دهیم که ما هم اطلاعات داریم و اگر افشا نمیکنیم دلیل آن این است که خود نمیخواهیم و این اطلاعات داشتن و تصمیم به افشا نداشتن را با یک عمل اثبات میکنم : افشای اطلاعات .

موضوع توجه اطلاعاتی و افشای اطلاعات به وفور در میان صحبت های روزانه ما و اطلاعاتی که نمیخواسته ایم افشا کنیم اما تحریکات درونی ما را وادار با افشای آنها کرده اند به چشم می خورد . چه راز هایی که تنها به دلیل نیاز ما به توجه اطلاعاتی فاش نشده اند .

مورد بعدی توجه مربوط به استقلال است . نیاز به این توجه در نوجوانان تازه پا به بلوغ گذاشته به کرات به چشم میخورد . چه بسا نوجوانانی که روزانه در خیابان میبینیم که سیگار به دست دارند و الفاظ رکیک استفاده میکنند و به کارهایی که مناسب سن آنها نیست دست می زنند . نمیدانم اجتماع چه اسمی را برای این کارها که در خور و مناسب سن نوجوانان نیست انتخاب کرده است ، اما میدانم که یکی از اصلی ترین دلایل وقوع اینگونه رفتارها (در عده ای از این نوجوانان) ، نیاز نوجوانان به درک دیگران از استقلال آنهاست .

مورد آخر هم توجه احساسی است ، توجه احساسی در ارتباطات عاطفی انسان ها رد و بدل میشود ، زمانی که یک طرف به دلیل دوست داشتن طرف دیگر عملی غیر عادی انجام میدهد ، احساسات درونیش را به او ابراز میکند ، با او به طور خاصی رفتار می کند ، توجه احساسی میان آنها رد و بدل می شود . اگر این توجه از یک طرف سلب شود ، به کارهای مختلفی دست میزند تا توجه را دوباره به خود جلب کند ، خود را غمگین نشان میدهد ، به مریضی می زند ، سرد برخورد میکند و دیگر روش هایی که بیشتر ما با آن ها آشنایی داریم ، تنها با این هدف که توجه احساسی از دست رفته را باز به دست بیاورد .

حال که با چند دسته از توجه هایی که ما انسان ها به آن نیاز داریم آشنا شدیم ، خوب است که به انواع توجه های دیگری که در درون ما نهفته است و عدم مدیریت صحیح آنها در حال فاسد کردن شخصیت و ارتباطات ما است فکر کنیم و قدمی در جهت شناخت و مدیریت آنها برداریم .

اشتراک گذاری :

پاسخی بگذارید