قدم زدن یا راه رفتن ؟

یکی از عادت های خوبی که در سال های گذشته در خود پرورش داده ام ، قدم زدن شبانه است .

در دو سال گذشته شب های زیادی را ساعت ها به قدم زدن اختصاص داده ام ، به نظرم قدم زدن شبانه تاثیر فشار های ناشی از سختی ها و مشکلات را کم میکند ، یه به قولی ، آن ها را از دوش انسان برمی دارد .

امشب در مورد قدم زدن شبانه نمی نویسم ، چرا که در آن مورد باید نشست و کامل و با جزئیات ، طوری که در خورش باشد نوشت . امشب در مورد تفاوتی کوچک که در قدم زدن شبانه با دوستان متوجه آن شده ام مینویسم .

برخی شب ها که با دوستانم بیرون میروم و تلاش میکنیم برای دقایقی در آرامش و سکوت قدم بزنیم و در مورد مواردی که در زندگی واقعا اهمیت دارند صحبت کنیم ، توجه ام به نکته ای جلب می شود .

به اینکه میان قدم زدن و راه رفتن تفاوتی وجود دارد ، بهترین معیار تشخیص تفاوت آنها ، تفاوت سرعتشان است . اما نباید اینقدر سطحی به این موضوع بنگریم و تنها تفاوت آنها را سرعتشان در رساندن ما به مقصد بدانیم . بگذارید آنگونه که برای دوستانم در حین قدم زدن تفاوت این دو را تشریح میکنم ، برای شما هم تشریح کنم .

اولین تفاوتی که در این دو واضح است ، مقصدشان است . وقتی راه میرویم مقصدی را برای خود برگزیده ایم ، مثلا قرار است به سوپری سر کوچه برویم و رب گوجه بخریم ، در این مورد ما مقصدی داریم و میدانیم کجاست و میدانیم اگر با سرعت فعلی راه برویم تقریبا چند دقیقه بعد به مقصد میرسیم . اما وقتی قدم میزنیم ، مقصد خاصی را مد نظر نمیگیریم (شاید ذهنمان به ما این اجازه را نمی دهیم ، چرا که هدف قدم زدن آرامش یافتن ذهن است و با تفکر به مقصد این آرامش از ما گرفته می شود) .

دومین تفاوت در نکته ای که در تفاوت اول اشاره شد نهفته است . آن هم این است که در قدم زدن ذهن ما آزاد است تا هر جایی که نیاز دارد سرک بکشد ، محدودیتی برای آن در نظر نمیگیریم و آن را به حال خود رها میکنیم ، ذهن اجازه دارد که به مسائلی که صبح تا شب در اعماق افکارمان دفن شده اند سر بکشد و آن ها را بیرون آورده و در آرامش کامل حل کند و سر جای درستش بگذارد . اما در راه رفتن به دلیل اینکه ما به مقصد فکر میکنیم ، به راه رسیدن به آن فکر میکنیم ، به زمان رسیدن فکر میکنیم ، با خودآگاهمان فکر میکنیم ، به افکار سرکوب شده اجازه خودنمایی نمیدهیم . این تفاوت به وضوح پس از مدتی قدم زدن و مقایسه آن با راه رفتن و آرامش فکری حاصل شده از هر کدام قابل مشاهده است .

آخرین تفاوتی که در این دو قابل مشاهده است ، تمایل انسان به همراهی است ، در قدم زدن انسان تمایل بیشتری به تنها قدم زدن دارد (میتوانم به عنوان تبصره ای بگویم که انسان به قدم زدن با افرادی که دوستشان دارد هم تمایل شدیدی دارد) . اما در راه رفتن برای انسان فرق آنچنانی نمی کند که چه کسی همراهی اش می کند (تفاوت این دو را باید تجربه کنید ، چنانکه وقتی سرعت راه رفتن شما کم می شود و حالت قدم زدن به خود میگیرید ، بسیاری از آن افرادی که همراه شما راه می آمده اند غیر قابل تحمل می شوند) ، انسان می تواند با هر کسی راه برود ، دوست ، همکاری ، آشنا . اما برای قدم زدن نیاز به نوع خاصی از افراد است ، افرادی که بتوانند به انسان در عمق شکافی و حل کردن مسائل دفن شده و حل نشده اش کمک کنند .

 

پی نوشت : تفاوت قدم زدن و راه رفتن در عمل احساس می شود ، اگر جایی در نوشته مبهم است و نتوانسته ام تجربه ام را به درستی انتقال دهم ، عذر مرا بپذیرید .

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید