ساده اما نانوشته ، تاثیر ذینفعان در تصمیم گیری شخصی

تصمیم گیری ساده است ، اما چه تعداد از تصمیم های ما نوشته شده و حساب شده اند ؟ علی الخصوص تصمیماتی که در عملی کردنشان ناتوانیم .

یکی از دلایل این ناتوانی ، نانوشته بودن تصمیم هاست، نانوشتن یعنی اینکه هنوز عوامل/ذینفعان تاثیر گذار بر تصمیم خود را نشناخته ایم .

هر تصمیمی ذینفعانی دارد ، حتی در مقیاس شخصی هم تصمیمی مثل مصرف الکل که تصمیمی اشتباه است ذینفعان خود را در درون بدن ما با به آرامش رساندن ما و دادن قابلیت کنار آمدن با مشکلات (که به طور خلاصه سیستم عصبی ما میشود) دارد . این ذینفعان را در این نوشته به عوامل تاثیرگذار بر تصمیم های ما تعبیر میکنیم ، همانطور که میدانیم در هر تصمیم هر طرف (هر ذینفع) سعی دارد امتیاز بیشتری از تصمیمی که در آینده قرار است گرفته شود بگیرد . از این رو ، در این نوشته با مثال فردی که معتاد به الکل است به بررسی عوامل تاثیرگذار بر تصمیم گیری در بُعد شخصی میپردازیم .

عوامل حاضر در تصمیم گیری این فرد را به دو دسته کلی تقسیم میکنیم : عوامل مثبتی که فرد مورد مثال را به سمت ترک کردن سوق میدهند و عوامل منفی که اورا به سمت ادامه استفاده از الکل سوق میدهند .

این عوامل نیاز به شناخته شدن و سنجش وزن دارند ، وقتی عوامل مثبت و منفی را شناختیم ، آنها را وزن کشی میکنیم و در مقابل یکدیگر قرار میدهیم ، وقتی که کفه ترازو به سمت منفی ها سنگینی کند ، تلاش و تقلای بیهوده برای ترک الکل کار به جایی نخواهد برد . بهتر است به جای این تلاش ها ، عوامل منفی شناسایی شده را یکی یکی رفع کنیم .

و بدیهی است که ترک الکل برای قرد معتاد به الکل تا زمانی که عوامل منفی به کمترین مقدار خود نرسند انجام پذیر نخواهد بود ، برای مثال چند عامل منفی در ترک الکل عبارت اند از :

-احساس پوچی و نا امیدی که اورا به سمت مصرف دوباره الکل سوق میدهد

-قابل دسترس بودن الکل (موردی که در انجمن های ترک الکل تاکید زیادی بر آن میشود : الکل را از دسترس خود خارج کنید)

-معاشرت روزانه با افرادی که الکل مصرف میکنند

هرگاه که عوامل منفی رفع نشده باشند ، نمیتوان به ترک الکل فکر کرد ، چرا که هر دفعه یکی از عوامل منفی باعث میشود که فرد معتاد به الکل دوباره به مصرف آن برگردد . عوامل منفی نیاز است که یکی یکی ، به ترتیب از آسان به سخت برطرف شوند ، مثلا در قدم اول میتوانیم از قطع ارتباط نزدیک با افراد مصرف کننده الکل شروع کنیم و در ادامه موارد منفی دیگر را به مرور زمان برطرف کنیم ( جمله ای که انگلیسی زبان ها همیشه میگویند این است که : Choose Your Battles ، یعنی ابتدا بدان با چه و در چه زمینی میخواهی بجنگی و سپس به جنگیدن مبادرت بورز ، در غیر این صورت هر روز در زمینی ناشناخته مشغول جنگیدن با عوامل ناشناخته ای میشوی که انرژی و منابع تورا به هدر میدهند ) .

در نتیجه ، تصمیماتی که در درون ما دارای ذینفعانی نهفته هستند ، نیاز به شناسایی دارند ، و بدیهی است که بدون شناسایی این ذینفعان درونی موفق به اخذ تصمیمی که مقدار بالایی از رضایت ما را در بر داشته باشد ، نمی شویم .

 

پی نوشت : یک بار دیگر متن را خواندم تا اگر غلط املایی دارد اصلاح کنم و متوجه شدم که مفهوم مد نظرم را در قالب کلمات پیچیده کرده ام ، به طور ساده میتوانم بگویم ، هر تصمیم ما دلایلی دارد برای اینکه چرا باید عملی شود و چرا نباید عملی نشود ، باید این دلایل را شناخت و تاثیری که بر تصمیم ما میگذارند را سنحید ؛ اینگونه است که میتوانیم از دید بهتری به تصمیم خود و میزان موفقیت و شکست و نتیجه ای که انجام آن برای ما خواهد داشت پی ببریم .

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید