ساختارشکن ها

مقدمه : دیشب در مورد ساختار ها نوشتم ، اولین نکته ای که با خواندن دوباره مطلب دیشب به ذهنم خطور کرد این بود که چقدر این مفهوم برای من جایِ کار دارد و چقدر میتوانم آن را کامل تر بنویسم . قبل از اینکه مطلب امشب را بخوانید ، لازم بود این نکته را ذکر کنم که مطالب روزانه روزنوشته ها در حدود 10 الی 30 دقیقه نوشته شده و منتشر می شوند ، ایده نوشتن این مطالب هم از دفترچه یادداشت روزانه ام می آید که در آن سوال هایی که در ذهنم مطرح شده یا نتیجه گیری های جدیدم را یادداشت میکنم تا بعدا در مورد آن ها فکر کنم و به تتیجه ای برسم . مطلب امشب هم از جنسِ آن مطالب 10 الی 30 دقیقه ای است ، پس اگر فکر میکنم و فکر میکنید این مطالب و مطالب دیگر را میتوان کامل تر و با دقت تر نوشت، مرا به وقت کمی که روزانه در میان کارهای دیگرم میتوانم به روزنوشته ها که در مدت زمان کوتاهی به جای عزیز و مقدسی برایم تبدیل شده ، اختصاص دهم ببخشید .

اما ، مطلب امشب میگوید :

ساختار شکن ها همه جا هستند ، در تمامی ابعاد زندگی .

ساختاری های اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، فناوری و ..

همه ما افرادی را در هر کدام از این ابعاد به خوبی می شناسیم ، در سیاسی امام خمینی را می شناسیم ، در فناوری استیو جابز را می شناسیم ، در اجتماع مارتین لوتر کینگ را میشناسیم .

اما در اینجا یک سوال مطرح می شود : شکستن ساختارهای موجود کار درستی است یا اشتباه ؟

بهترین جوابی که تا به حال به ذهنم رسیده این است : بستگی دارد ، به چه چیزی ؟ به اینکه ماهیت ساختار موجود چیست ؟

اگر ماهیت ساختار منفی باشد ، اگر برای محیط خطرناک باشد ، اگر در خلاف منافع جمعی باشد ، براندازی و شکستن آن ساختار عملی پسندیده است ، اما اگر ساختاری مثبت و در راستای منافع جمعی باشد ، براندازی آن در درجه اول عملی نامطلوب و در درجه دوم موقتی خواهد بود و تنها ساختارشکن هایی در تاریخ باقی خواهند ماند که در جهت منافع جمعی حرکت کرده باشند .

اما نکته ای دیگر که در ذهنم است ، نحوه پاسخ به شکستن ساختار هاست ، در بعضی موارد ، افراد در مقابل شکسته شدن ساختارها مقاومت می کنند ، چون که ساختارها همانطور که در مطلب دیشب اشاره کردم ، فهم ما را نسبت به دنیا ساده میکنند ، وقتی ساختاری که فهم ما را ساده کرده شکسته شود و ساختاری که برای ما نا آشناست روی کار بیاید ، نسبت به آن احساسِ بدبینی وجود دارد (همانطور که همیشه به دوستانم میگویم ، انسان ها به چیزی که نمی شناسند ، اعتماد نمی کنند) .

اما در بعضی موارد ساختارشکنی ها مورد پذیرش و تقدیر افراد قرار میگیرند ، و این در مواردی اتفاق می افتد که افراد از عملکرد ساختار فعلی راضی نیستند و یا افراد منافع بیشتری را در شکسته شدن ساختار موجود و جایگزین شدن آن با ساختار جدیدی می یابند .

پی نوشت : نمیتوان و نمیخواهم بگویم صرفا دیگران یا با شکسته شدن ساختار ها موافق ، و یا مخالف هستند ، به نظرم موافقت و مخالفت دو سر یک طیف گسترده هستند که در واقع تعداد زیادی از افرادی که در این طیف حضور دارند در میانه های آن و بی طرف هستند .

اشتراک گذاری :

پاسخی بگذارید