روزمرگیِ محض

دیشب هم اتاقی عزیز طبق معمول با صدای بلند مشغول فعالیت در شبکه های اجتماعی بود ، ساعت های پایانی شب بود و من در تخت خواب و زیرِ پتو تلاش میکردم علی رغم سر و صدای لب تاپ ایشان بخوابم ، خلاصه اینکه در میانه این سر و صداهایی که از لب تاپ ایشان شنیده میشد ، صدای محمدرضا گلزار را شنیدم ، که داشت از فردی دیگر از بُعدی نامربوط به حرفه بازیگری به شدت انتقاد میکرد ( اسم آن فرد یادم نیست اما با توجه به اینکه صدای ایشان را از لب تاپِ هم اتاقی شنیدم ، حدس میزنم باید بین 50-70 سال سن داشته باشند ) .

در میان کلام های جناب آقای گلزار متوجه مشکلی شدم که نمیدانم از چه تاریخی در کشور ما ریشه دوانده و فعلا هم قصد عزیمت ندارد (شاید هم دارد ، ما قصد بیرون انداختنش را نداریم) . مشکل این است که برای مثال منِ دانشجوی مدیریت بیایم و نسبت به قوانین شرعی دین اسلام نظر قاطعانه بدهم و علمای این حوزه را به اشتباه به چالش بکشم و تلاش کنم کسانی که من آنها را میشناسم و آنها مرا میشناسند را با نظر خودم در آن حوزه همراه کنم . اشتباه هم برای آنکه ، من علمِ دین ندارم ، کسی که میخواهد نظر بدهد و دیگران را به پیروی از نظرش تشویق کند ، باید در آن حوزه عالم باشد .

اگر بخواهیم دنبالِ مصادیق این مفهومِ اشتباه بگردیم ، میتوانیم به عددِ انسان های زنده در کشورمان (کمی بیشتر یا کمتر) مصداق پیدا کنیم . از افراد کوچه بازاری بگیر تا بالاترین مقام های رسمی .

اما آیا واقعا دغدغه ما افرادِ کوچه بازاریست ؟ معلوم است که نه ، دغدغه اصلیِ ما آن افرادی است که صاحب تریبون هستند ، برای مثال وقتی فردی مثل امیرِ تتلو می آید و برای میلیون ها دنبال کننده از حجاب و نحوه زندگی و دیدگاه سیاسی و .. صحبت میکند ، این موضوع تبدیل به دغدغه میشود .

دغدغه آن هم از جایی زاده شده است که اولا ، آقای تتلو اگر تریبونی دارند ، بر حسبِ صدای زیبایشان بوده ، همچنین آقای گلزار اگر تریبونی دارند ، بر حسب چهره زیبایشان بوده و مسلما نمیتوانند ادعا کنند که اگر ما تریبون داریم ، اگر مشهوریت داریم ، نظرمان در تمامی حوزه ها درست است (گرچه به کرات این اتفاق می افتد)

دوما ، باید بدانند که نظر شخصیشان ، تنها نظر شخصیشان است و نیازی نیست اگر آقای تتلو فکر میکند فلان پوشش ظاهری مناسب تر است ، یا فلان فرد برای ریاست جمهوری میتواند مناسب تر باشد نظر خود را به دیگران تحمیل کند و بگوید چیزی که من میگویم درست است و باید به آن عمل کرد و هرکه به آن عمل نکند فلان است و بهمان .

این درد هم همانطور که گفتم نمیدانم از کی و کجا شروع شد ، اما تا آنجایی که دیده ام و دیده ایم ، همه جا مشاهده میشود ، از صدا و سیما و برنامه های دینیِ آن که وقتی میخواهی در پایانِ برنامه به جمع بندی ای از آن برسی ، میفهمی که در مورد همه چیز صحبت شد ، به غیر از دین (از حق نگذریم ، در مورد مسائل دیگر صحبت میشود و سعی میشود با حدیث و .. آن نظرِ کارشناسِ دینی را موجه جلوه دهند ) گرفته ، تا ابعاد کوچکتر و بزرگتر ، اما در آخر چند سوال کوتاه باقی میماند :

به نظر شما مشکل از کجاست ؟ از تریبون دار است ؟ یا از دور ِمنبر نشینان آن تریبون دار ؟ چگونه میتوان آن را حل کرد ؟

 

پی نوشت : اسم مطلب را روزمرگیِ محض گذاشتم ، چرا که کمتر پیش می آید در مورد اینکه فلان سلبریتی چه گفته و چه کرده و .. فکر کنم یا بخوانم ، فی الواقع اکثر آنها را نمیشناسم ، اعتقاد دارم کسی که صرفا چهره و اندام خوبی دارد و عمری بر نگهداری و بهبود آن تلاش کرده نه چیزی دیگر ، جای دیدنش همان درون فیلم است ، نه در مصاحبه هایی با مضمون سیاسی و اجتماعی ، و کسی هم که صرفا صدای خوبی دارد ، جای شنیدن صدایش همان درون آهنگ هایش است نه در فایل های صوتیِ انتقادیِ سیاسی و اجتماعی .

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید