در مورد ساختارها

چند وقتیست که در حال فکر کردن به ساختار ها هستم ، به اینکه فهم موضوعات مختلف چقدر با استفاده از ساختارها ساده تر می شود ، به اینکه ما چقدر به ایجاد ساختار (چه در بُعد شخصی و چه در بُعد جمعی) علاقمندیم و اینکه چگونه ساختارها تعدیل می شوند ، تاثیر میپذیرند و از بین می روند .

در مورد اینکه چقدر فهم مسائل با ساختارها آسوده تر میشود ، میتوانیم به مدل هایی که در کتاب های درسی برای تسهیل فهم مطالب پیچیده از آن ها استفاده میشود اشاره کنیم .

مفهومی همانند توسعه یک نرم افزار یا تدوین یک استراتژی را که پروسه هایی بسیار پیچیده دارند را با الگوریتم و روش های مختلفی در ساختاری مشخص تعریف ، و برای هر فردی که خواندن بلد باشد قابل فهم میکنیم .

موضوع دومی که در پاراگراف اول به آن اشاره کردم این بود که ما علاقمندیم ساختارها را ایجاد کنیم ، اگر با مفهوم استقرا آشنایی داشته باشید ، با بهره گیری از آن میتوان گفت که ما علاقمندیم از جز به کل نتیجه گیری کنیم ، یعنی با دیدن چند مثال قاعده ای در ذهنمان شکل داده و آن را به همه موارد مشابه بسط دهیم . (که البته این یکی از دلایل زنده ماندن انسان ها در طی هزاران سال می باشد) . اگر به مطالبی که قبلا نوشته ام توجه کنید ، متوجه می شوید که در اکثر مواردی که منجر به نتیجه گیری شده است ، در واقع نتیجه گیری هایی که در قالب ساختار ذهنی ارائه داده ام ، از همان مفهوم استقرا برآمده اند ، یعنی چند مثال را دیده و به کل یک مجموعه بسط داده ام .

اگر به تصمیم های روزانه تان که از نتیجه گیری های پی در پی شما ناشی میشوند توجه کنید ، به راحتی میتوانید رد استقرا و ساختار را در آن بیابید .

و مورد آخر اینکه چقدر ساختارهایی که ما می سازیم تعدیل می شوند ، تاثیر میپذیرند و از بین میروند . دوستی دارم که از دوستان خود گله دارد ، یک روز که با او بیرون میروی همه دوستانش را آدم های بی معرفت و خودخواه و خودپرست میخواند و روز دیگر آن ها را با معرفت و باحال و صمیمی میخواند ، روزی میخواستم در مورد این موضوع با او صحبت کنم که به یاد خودم و بعضی نتیجه گیری هایم که دست کمی از دوست عزیزم ندارند افتادم ، و سپس به یاد ساختارهایی که در ذهن میسازیم و برای ساختن آن از استقرا استفاده می کنیم افتادم .

اینکه کافیست امروز دوستِ من سه دوستِ خوبِ خود را ببینید تا نتیجه گیری کند که همه دوستانش ، آدم های با معرفت و باحال و صمیمی هستند و کافیست امروز سه دوستِ بدِ خود را ببیند تا نتیجه بگیرد همه دوستانش آدم های بی معرفت و خودخواه و خودپرستی هستند . از این رو ساختار ها تعدیل می شوند ، تاثیر می پذیرند (در این مثال تاثیر ناشی از معاشرت با دیگران مد نظر بود) و از بین می روند ، همانند ساختار های اجتماعی که پس از انقلاب ها در تاریخ از بین رفتند .

پی نوشت : روز شنبه توفیق داشتم از حضور دکتر محمود محمدیان در کارگاه نقشه راه برندینگ بهره مند باشم ، اولین اسلایدی که در این کارگاه به نمایش گذاشته شد (پس از اسلاید معرفی) نقشه راه برندینگ بود که با چهار مرحله برای هر فردی که خواندن بلد بود ، قابل فهم بود . برندینگ مفهومی بسیار پیچیده و میان رشته ای است (به این معنا که با چند علم گره خورده است) ، اما علی رغم این همه پیچیدگی ما انسان ها آن را در چهار مرحله که هر کدام از دو حرف تشکیل شده اند جای میدهیم تا آن را ساده تر بفهمیم .

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید