حل مسئله ، کلید موفقیت است

مقدمه

قبلا در اینجا و در اینجا و تصادفا اینجا ، در قالب بحث های گوناگون اشاره هایی به حل مسئله داشته ام . اما امروز میخواهم اندکی کامل تر از مزیت های حل مسئله بنویسم و فی الواقع همانگونه که افراد زیادی که هم زبان ما هم هستند با قاطعیت نسخه های عجیب و غریبی را در حوزه هایی که کمترین اطلاعات را در انها دارند برای آدم میپیچند ، برای شما نسخه موفقیت را (به روش آنها) بپیچم .

حل مسئله کلید موفقیت است ، چرا ؟

چون که دلیل تمامی تلاش های ما نهایتا حل مسائل است .

کار میکنیم تا مسائل اقتصادی خودمان را برطرف کنیم ، ورزش میکنیم تا مسائل سلامتی و زیبایی خود را برطرف کنیم ، تفریح میکنیم تا مسائل شادی و روحی خود را برطرف کنیم ، دوستی میکنیم تا مسائل ارتباطی خود را برطرف میکنیم و بالاتر از همه، علم می آموزیم تا ابزار و روش های حل مسئله را فرا بگیریم.

اگر به دقت به چند مثال کوچک بالا فکر کنیم ، میبینیم که در درون هر عمل ما مسئله‌ای و تلاشی برای حل مسئله نهفته است .

اگرچه تمامی کارهای ما به حل مسئله گره خورده اما حل مسئله چه ربطی به موفقیت دارد ؟

به این دلیل که راه موفقیت سراسر مسئله است و تنها کسی از این راه به سلامتی و بدون بازماندن عبور میکند که حل مسئله بلد باشد .

تمامی انسان های بزرگی که الگوی ما هستند در زندگی خود با مسائلی بسیار بزرگ روبرو بوده اند و این توانایی حل مسئله و تصمیم گیری درست آنها بوده که آنها را از دیگران متمایز و موفق کرده است .

به این دلیل است که فکر میکنم حل مسئله کلید موفقیت است .

اما علم چه تاثیری در حل مسئله دارد ؟

علم ابزار شناسایی و پس از شناسایی، حل مسئله است .

در هر حوزه ای که به صورت تخصصی کار کنید ، در می یابید که هرچه بیشتر در آن حوزه علم داشته باشید ، راحت تر متوجه مسائل موجود در آن حوزه میشوید . بگذارید چند سوال را در ذهن خود بررسی کنیم :

اولا – چرا وقتی مریض میشوید به دکتر مراجعه میکنید ؟

دوما – چرا دکتر از شما میخواهد سوالاتی را پاسخ بدهید یا کارهایی را انجام بدهید که به ظاهر ربطی به مشکل شما ندارند ؟

سوما – چرا دکتر میتواند برای شما دستور درمانی بنویسد که خودتان نمی توانید بنویسید ؟

در جواب سوال یک میتوانیم بگوئیم که چون دکتر در آن حوزه ای که ما با مشکل مواجه هستیم علم و تخصص دارد ، میتواند مسئله ما را تشخیص داده و برای درمانش اقدام کند .

دو جواب سوال دوم میتوان گفت که دکتر با توجه به علمی که دارد میداند وقتی یک مسئله وجود داشته باشد  راه های تشخیص آن کدام است . بنابراین شما در ظاهر شکم تان درد میکند اما دکتر سینه و فشار و .. شما را معاینه میکند .

در جواب سوال سوم هم ، چون دکتر میداند مسئله ما از کجا سرچشمه می گیرد و باید چگونه درمان شود ، بنابراین مناسب با مسئله ما به ما دارو تجویز میکند .

 

بنابر گفته های بالا میتوانیم نتیجه بگیریم که حب مسائل روزمره ، یک به یک میتواند مسیر ما را برای رسیدن به اهداف و موفقیت هموار کند و اینکه علم ابزار شناسایی و حل مسئله است و اگر طالب آنیم که توانایی حل مسئله خود را بالا ببریم، نیاز است که به آموختن علم توجه ویژه ای داشته باشیم.

پی نوشت: بدون اینکه مطلب را دوباره بخوانم مطمئن هستم که لحن آن کمی رسمی و خشک است، فکر میکنم محیطی که در آن نشسته ام و دارم از آنجا این مطلب را مینویسم احساس رسمی بودن را به من القاء کرده و بر روی نوشتنم هم تاثیر گذاشته است.

 

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید