تصمیم های به ظاهر اشتباه

دیروز در راه برگشت از محل کار به خوابگاه مشغول خواندن یکی از مطالب نسبتا قدیمی محمدرضا شعبانعلی بودم . محمدرضا می گفت که قبل از اینکه تصمیمات دیگران را اشتباه و احمقانه بپنداریم نیاز است که به دلایل پشت اتخاذ آن تصمیم پی ببریم و اینکه بدون دانستن اطلاعات کافی اظهار نظر کردن برابر است با کوته بین جلوه دادن خودمان .

امروز در مسیر آمدنم به محل کار با دوستی هم صحبت بودم . در میان صحبت ها مطرح کردم که به دلیل از نزدیک درس خواندنم برای مدت طولانی ، بینایی ام اندکی دچار مشکل شده ، برای او توضیح دادم که تلاش زیادی کردم تا در کنکور MBA موفق شوم . او بی وقفه نگاهم کرد و پرسید :

-که آخرش چی ؟ آخر درس چیه ؟

در آن لحظه متوجه موردی شدم ، اینکه چقدر می توانیم نسبت به دیدن آنچه دیگران برایشان مهم است و برای به دست آوردنش تلاش کرده اند کوته بین باشیم و اینکه زیر سوال بردن آن چقدر می تواند خطرناک بوده و موجب حمله به احساسات دیگران شود .

کنکور MBA برای من آنقدری مهم بود که گیمینگ را رها کنم ، گیتاری که در عزیزترین دارایی ام بود را بفروشم ، ماه ها خود را از دسترس دوستانم خارج کرده و قید چند مسافرت در شاداب ترین سال های زندگی را بزنم تا بتوانم در آن قبول شوم . حال اینکه نتیجه آن خوب بوده یا بد بیشتر به تلاش خودم بستگی دارد ، اما موضوع صحبت ما این نیست که موفقیت در کنکور MBA درست بوده و ارزش داشته یا نه .

موضوع این است که باید نسبت به اظهار نظر در مورد آنچه دیگران برایش ارزش قائل هستند و به پایش تلاش زیادی صرف کرده اند ، محتاط تر باشیم .

شاید بهتر باشد قبل از اینکه اشتباه دیگران را مورد مواخذه و انتقاد قرار بدهیم مقداری با او در مورد آن صحبت کنیم و پس از کسب اطلاعات کافی در مورد آن تصمیمی که به نظر ما اشتباه بوده ، نسبت به انتقاد و مواخذه (آن هم به شیوه درست) اقدام کنیم .

آدم ها نسبت به آنچه برایش زحمت زیادی کشیده اند حساس اند ، آن ها انتخاب رابطه ای را که خروجی اش ناراحتی و افسردگی و از دست رفتن خیلی چیز هایشان بوده از افکار و نظر و انتقاد های ما مهم تر می دانند ، آنها انتخاب کرده اند که در آن رابطه باشند .

آنها انتخاب کرده اند که در آن رابطه باشند و وقتی که میپرسیم ارزشش را داشت به صورت غیر مستقیم میپرسیم : چرا قبل از اینکه وارد آن شوی فکر نکردی ؟ چرا زمانی که فهمیدی اوضاع از چه قرار است آن را رها نکردی و از همه مهم تر ، چرا هنوز در حسرت و دلگیری انتخاب اشتباهت هستی ؟

نمی خواهم بگویم که آن رابطه اشتباه نبوده ، می خواهم بگویم که شاید آدم ها درگیر مساله فیل سفید باشند ، شاید آدم ها به آن همه هزینه ای که به پای تصمیم خود داده اند وفادار باشند و قبول شکست آنهمه تلاش برایشان غیر ممکن باشد .

راه حل این موضوع هم از نظر من این است که در ذهنمان به این نتیجه برسیم که ممکن است انسان ها انتخاب های گذشته خود را درست بپندارند ، همانطور که من تمامی انتخاب های گذشته ام را درست می پندارم و اگر فکر می کنم انتخابی در گذشته مشکلی داشته سعی می کنم درس های آن را فرا بگیرم و خود را بر سر اشتباه بودن انتخابم سرزنش نکنم .

بسیاری از انسان ها از سرزنش شدن فراری هستند و ما با انتقاد و پرسش بی جا و بی فایده نشان دادن انتخاب هایشان ، چیزی که برای آن ها به ارمغان می آوریم همان سرزنش است .

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید