برنامه ریزی بلند مدت و یک مشکل

دیشب با خودم فکر میکردم که در شرایط ناپایدار (تقریبا همانند شرایطی که در حال حاضر در آن هستیم) ، مدام به آینده فکر کردن و تلاش برای برنامه ریزی کردن برای آینده ممکن است درست نباشد .

دلیل آن هم ساده است ، فرض کنید شما ابتدای این هفته تصمیم میگیرید وارد بیزینس تخم مرغ بشوید ، دو روز را در پی پیدا کردن تامین کننده خوب هستید و روز سوم ، دقیقا زمانی که تامین کننده مناسبی پیدا شده با خبر می شوید که به سبب بالا رفتن نرخ ارز قرار است لاستیک خودرو گران شود و تصمیم میگیرید منابع مالی خود را در بیزینس لاستیک سرمایه گذاری کنید ، باز هم سه روز در پی یافتن راه و چاهی برای وارد شدن به آن کسب و کار میگردید و در آخر متوجه می شوید که اول تا آخر این کسب و کار در گروی یک گروه خاص است که به واسطه رانت تسلط کاملی بر بازار لاستیک دارند و در این بازار شانسی برای کسب سود نخواهید داشت .

فکر کنید در چنین شرایطی برآورد کردن روزانه شرایط و تصمیم گیری مطابق اطلاعات روزانه و تغییر برنامه ای که داریم چقدر سخت است . سخت تر از آن خودداری از برآورد روزانه شرایط است ، در شرایطی که هر روز اتفاق جدیدی رخ می دهد و اقتصاد بالا و پایین می شود و به تعداد ریسک های بقا و موفقیتت اضافه می شود ، خودداری از برآورد شرایط به صورت روزانه سخت است .

اما اگر قرار است برای رسیدن به هدفی برنامه ریزی کنیم ، نیاز است که برآورد خود را به صورت دوره ای انجام بدهیم و در میان این دوره ها فقط به رسیدن به هدف و تلاش برای آن تمرکز کنیم .

در غیر این صورت حکم کسی را خواهیم داشت که از صبح تا شب را به دنبال شرایط جدید به وجود آمده می دود و در پایان روز با دستان خالی به آغوش خانواده اش بر میگردد .

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید