موثرترین روش بازاریاب شدن

محمدرضا شعبانعلی می گفت که اگر میخواهید مذاکره را خوب یاد بگیرید ، باید روانشناسی و درک طرف مقابل خود را خوب بیاموزید . تمرینی هم که برای آن ارائه می کرد این بود که در پایان هر روز بنشینیم و احساسات افرادی را که در طی روز با آن ها تعامل داشته ایم بر روی کاغذ بیاوریم . نتیجه آن هم میشد افزایش فهم ما نسبت به احساسی که افراد در هنگام تعامل با ما دارند .

فیلم Night crawler را دوست دارم ، اگر بخواهم یک جمله در مورد این فیلم بگویم ، می گویم که در این فیلم بازاریابی (حداقل از نوع شخصی) به خوبی یاد داده می شود . دلیل پشت آن هم توانایی لو (بازیگر نقش اول فیلم) در بازاریابی خود در شرایط مختلف است .

امروز به عملی که مدتها پیش بر آن تمرکز کرده و انجام می دادم فکر می کردم . مدت ها پیش با خودم قرار گذاشته بودم که قبل از صحبت در مورد هر چیزی با دیگران به اهمیت آن چیز برای آن ها فکر کنم . دلیل آن هم این بود که از باز نگشتن سیگنال هایی که می فرستادم خسته شده بودم . برای مثال خبر جذابی را در مورد اقتصاد می شنیدم و نیم ساعت مشغول خواندن تحلیل های مربوط به آن می شدم . فردای آن روز آن خبر و تحلیل های مربوط را در پنج دقیقه برای دوستم تعریف میکردم ، دوستم پس از تمام شدن حرف هایم با بی تفاوتی پاسخی سر بالا میداد .

ادامه ی مطلب

یک نکته در شخصی سازیِ رابطه سازمان و مشتری

روابط عمومی و روابط شخصی تفاوت زیادی دارند ، حتی زمانی که روابط شخصی از طریق کانال های عمومی برقرار شوند روابط شخصی باید روابط شخصی باقی بمانند و چون از طریق کانال عمومی برقرار میشوند ، روابط عمومی تلقی نشوند .

آنچه که یک مشتریِ آشناتر از من انتظار دارد برقراری روابط شخصی حتی در کانال های ارتباطی عمومیست ، وقتی مشتری قدیمی در صفحه اینستاگرام اظهار نظر میکند ، انتظار دارد که شناخته شود و در قالب روابط شخصی با او ارتباط برقرار شود ، اگر با مشتری که رابطه شخصی خوبی با سازمان دارد در کانال های ارتباطی عمومی همانند افراد دیگر رفتار کنیم ، ره صد سال رفته برقراری رابطه عاطفی بین سازمان و آن مشتری را در چند لحظه نابود میکنیم .

چرا که وقتی با مشتری همانند یکی از عموم مردم رفتار میشود ، مشتری احساس تعلق خود به سازمان را از دست میدهد .

ادامه ی مطلب