روزگار نویز در نویز

آمدم که از بحران هویت در شبکه های اجتماعی بنویسم ، در میانه کار به حرفی که امروز صبح در حالی که برای فرار از صدای بلند اتوبوس خوابگاه و اخباری که پخش میکرد ، از تفلن همراهم برای پخش موسیقی در هدفن استفاده کردم ، به خود زدم افتادم . همه نوشته ها را پاک کردم و به جای آن مینویسم :

عجیب است که امروزه ، برای فرار از نویز ، به نویزی دیگر پناه میبریم !

اتفاق دیگری هم که امروز در مورد نویز افتاد این بود که :

امروز سر کلاس بودیم که اذان پخش شد و صدای آن کلاس را به حالت نیمه تعطیل فرو برد ، منتظر ماندیم تا اذان تمام شود ، اذان که تمام شد برای حدودا 15 دقیقه شدیدا صدای آژیر ماشین آتش نشانی و آمبولانس پخش میشد ، استادمان که در آن طرف دنیا تحصیلات عالیه خود را گذرانیده گفت : جایی که من درس میخواندم اینقدر نویز کم بود که اگر در کلاس تکان میخوردی ، همه متوجه تکان خوردنت از طریق صدایی که صندلی ات ایجاد میکردند میشدند ، اینجا اما اینقدر سر و صدا هست که آدم نمیداند چگونه قرار است کیفیت آموزش را در این شرایط حفظ کند .

سوال های زیادی در ذهنم در باره نویزهای موجود در زندگی روزمره ما هست که هنوز جواب داده نشده اند ، بزرگترین سوال ، سوال مطرح شده در این مطلب است که چرا برای فرار از نویز ، به نویزی دیگر پناه میبریم ؟ اگر موفق به یافتن پاسخی از نظر خودم معقولانه شدم ، در مورد آن مفصل تر خواهم نوشت .

به طرز غیر اخلاقی درست ، یا به طرز اخلاقی غلط ؟

بارها شده که در موقعیت هایی قرار گرفته ایم که باید تصمیمی غیر اخلاقی و در عین حال صحیح را بر تصمیم اخلاقی و در عین حال غلط ترجیح میداده ایم .

بگذارید با یک مثال برای شما بگویم :

دوست من مواد مخدر مصرف میکند (تاکید میکنم مثال) ، من میدانم و او هم شاید بویی از اینکه من میدانم برده باشد ، اما هیچگاه نشده به روی او بیاورم ، یک بار در مورد مواد مخدر و افراد معتاد به آن صحبت میکنیم ، با چنان قاطعیتی افراد معتاد را مواخذه میکند که هرکسی ممکن است فکر کند دوست من در اصل دکتر ترک اعتیاد است (یا شاید هم یک روحانی) ، اینجاست که در درونم تضادی شکل میگیرد : آیا باید خودم را به ندانستن بزنم و حرف های اورا تایید کنم و او را به خاطر زدن چنین حرف هایی ستایش کنم ؟ یا به او صادقانه بگویم که از مصرف مواد مخدر توسط او خبر دارم و میتواند روی حضور و کمک من در صورت نیاز حساب کند . کدامیک اخلاقی است و کدامیک غیر اخلاقی ؟

ادامه ی مطلب

رویای رانندگی در کویر

یکی از رویاهایی که در جستجوی آن بوده ام و هستم ، رویای رانندگی در کویر است ، 24 ساعت رانندگی در خلوت ترین و خشک ترین جاده ای که میتوانی بیابی .
چند ثانیه مکث کردم تا دلیلی برای این رویا بیاورم و بگویم به این دلیل است که این کار را دوست دارم ،.

پس از چند ثانیه فکر کردن چند بُعد آن در ذهنم جلوه کرد : کویر ، تنهایی ، حس رفتن ، سکوت و .. به یاد آوردم که دو سال است که مرتبا شب ها بیرون میروم و تنها در خلوت ترین جاهای ممکن قدم برای ساعت ها قدم میزنم .
گاهی اوقات میپرسند چرا این کار را میکنی ؟ ساده میگویم : چون دوست دارم . اما وقتی اصرار میکنند که حقیقت را بشنوند ، میگویم که ساعت ها تنها قدم زدن ، بار سنگینی که همیشه روی دوشم با خود حمل میکنم ، را از روی دوشم بر میدارد .

ادامه ی مطلب

ساده اما نانوشته ، تاثیر ذینفعان در تصمیم گیری شخصی

تصمیم گیری ساده است ، اما چه تعداد از تصمیم های ما نوشته شده و حساب شده اند ؟ علی الخصوص تصمیماتی که در عملی کردنشان ناتوانیم .

یکی از دلایل این ناتوانی ، نانوشته بودن تصمیم هاست، نانوشتن یعنی اینکه هنوز عوامل/ذینفعان تاثیر گذار بر تصمیم خود را نشناخته ایم .

هر تصمیمی ذینفعانی دارد ، حتی در مقیاس شخصی هم تصمیمی مثل مصرف الکل که تصمیمی اشتباه است ذینفعان خود را در درون بدن ما با به آرامش رساندن ما و دادن قابلیت کنار آمدن با مشکلات (که به طور خلاصه سیستم عصبی ما میشود) دارد . این ذینفعان را در این نوشته به عوامل تاثیرگذار بر تصمیم های ما تعبیر میکنیم ، همانطور که میدانیم در هر تصمیم هر طرف (هر ذینفع) سعی دارد امتیاز بیشتری از تصمیمی که در آینده قرار است گرفته شود بگیرد . از این رو ، در این نوشته با مثال فردی که معتاد به الکل است به بررسی عوامل تاثیرگذار بر تصمیم گیری در بُعد شخصی میپردازیم .

ادامه ی مطلب