ساده اما نانوشته ، تاثیر ذینفعان در تصمیم گیری شخصی

تصمیم گیری ساده است ، اما چه تعداد از تصمیم های ما نوشته شده و حساب شده اند ؟ علی الخصوص تصمیماتی که در عملی کردنشان ناتوانیم .

یکی از دلایل این ناتوانی ، نانوشته بودن تصمیم هاست، نانوشتن یعنی اینکه هنوز عوامل/ذینفعان تاثیر گذار بر تصمیم خود را نشناخته ایم .

هر تصمیمی ذینفعانی دارد ، حتی در مقیاس شخصی هم تصمیمی مثل مصرف الکل که تصمیمی اشتباه است ذینفعان خود را در درون بدن ما با به آرامش رساندن ما و دادن قابلیت کنار آمدن با مشکلات (که به طور خلاصه سیستم عصبی ما میشود) دارد . این ذینفعان را در این نوشته به عوامل تاثیرگذار بر تصمیم های ما تعبیر میکنیم ، همانطور که میدانیم در هر تصمیم هر طرف (هر ذینفع) سعی دارد امتیاز بیشتری از تصمیمی که در آینده قرار است گرفته شود بگیرد . از این رو ، در این نوشته با مثال فردی که معتاد به الکل است به بررسی عوامل تاثیرگذار بر تصمیم گیری در بُعد شخصی میپردازیم .

ادامه ی مطلب

یک نکته در شخصی سازیِ رابطه سازمان و مشتری

روابط عمومی و روابط شخصی تفاوت زیادی دارند ، حتی زمانی که روابط شخصی از طریق کانال های عمومی برقرار شوند روابط شخصی باید روابط شخصی باقی بمانند و چون از طریق کانال عمومی برقرار میشوند ، روابط عمومی تلقی نشوند .

آنچه که یک مشتریِ آشناتر از من انتظار دارد برقراری روابط شخصی حتی در کانال های ارتباطی عمومیست ، وقتی مشتری قدیمی در صفحه اینستاگرام اظهار نظر میکند ، انتظار دارد که شناخته شود و در قالب روابط شخصی با او ارتباط برقرار شود ، اگر با مشتری که رابطه شخصی خوبی با سازمان دارد در کانال های ارتباطی عمومی همانند افراد دیگر رفتار کنیم ، ره صد سال رفته برقراری رابطه عاطفی بین سازمان و آن مشتری را در چند لحظه نابود میکنیم .

چرا که وقتی با مشتری همانند یکی از عموم مردم رفتار میشود ، مشتری احساس تعلق خود به سازمان را از دست میدهد .

ادامه ی مطلب

لذتِ فهمیدن

اگر از من بپرسید از سقراط چه میدانی ؟

اولین و کلیدی ترین چیزی که از او به یاد می آورم این جمله اوست که همیشه با خود تکرار میکرده : ” من تنها یک چیز میدانم و آن این است که هیچ چیز نمیدانم ”

چند روزیست که با برنامه قبلی در حال مطالعه بیشتر در حوزه دیجیتال مارکتینگ هستم و هرچه بیشتر میخوانم ، بیشتر میفهمم که چقدر نمیدانم و چقدر علم برای آموختن وجود دارد ، چنانکه اگر تمامی عمر خود را به یادگیری بگذرانی باز هم نمیتوانی به تمامی علوم کاملا مسلط شوی .

اینجاست که میفهمم جهان از آنچه ما میشناسیم چندین برابر پیچیده تر است و من از شناختن هرچه بیشتر این پیچیدگی ها لذت میبرم و با وجود این این شناخت است که میتوانم بین اتفاق ها ارتباط منطقی برقرار کنم و هرآنچه را که نمیفهمم به کائنات و خرافات واگذار نکنم .