اسرارآمیز ترین آفریده

یکی از آفریدگانی (اگر بشود اسمش را آفریده گذاشت) که انسان ها روزانه با آن مواجه می شوند ، آسمان است . از نظر من آسمان اسرارآمیز ترین آفریده است ، اسرار آمیز ، همانند چهره انسان . یکی از ویژگی های چهره انسان ، توانایی نشان دادن احساسات مختلف با تغییر حالتش است . انسان میتواند با استفاده از چهره اش ، عشق ، تنفر ، شادی ، غم ، ترس و دیگر احساسات درونی را بدون گفتن کلمه ای ، نشان دهد .

فکر میکنم که آسمان چند برابر انسان توانایی ابراز احساساتش با تغییر حالت خود را دارد ، چنانکه آسمان نارنجی در زمان غروب ما را به یاد عشق می اندازد ، طوفان و آسمان بارانی ما را به یاد خشم می اندازد ، آسمان ابری ما را به یاد غم می اندازد و دیگر حالات و احساسات .

من شخصا علاقه زیادی به آسمان دارم و هرگاه احساس جدیدی در حالت آسمان می بینم ، آن را ثبت میکنم تا به آرشیو تصاویرم از حالات آسمان اضافه کنم .

mysterious-sky-ehsanamiri.ir

آسمانِ اسرارآمیز

قدم زدن یا راه رفتن ؟

یکی از عادت های خوبی که در سال های گذشته در خود پرورش داده ام ، قدم زدن شبانه است .

در دو سال گذشته شب های زیادی را ساعت ها به قدم زدن اختصاص داده ام ، به نظرم قدم زدن شبانه تاثیر فشار های ناشی از سختی ها و مشکلات را کم میکند ، یه به قولی ، آن ها را از دوش انسان برمی دارد .

امشب در مورد قدم زدن شبانه نمی نویسم ، چرا که در آن مورد باید نشست و کامل و با جزئیات ، طوری که در خورش باشد نوشت . امشب در مورد تفاوتی کوچک که در قدم زدن شبانه با دوستان متوجه آن شده ام مینویسم .

برخی شب ها که با دوستانم بیرون میروم و تلاش میکنیم برای دقایقی در آرامش و سکوت قدم بزنیم و در مورد مواردی که در زندگی واقعا اهمیت دارند صحبت کنیم ، توجه ام به نکته ای جلب می شود .

به اینکه میان قدم زدن و راه رفتن تفاوتی وجود دارد ، بهترین معیار تشخیص تفاوت آنها ، تفاوت سرعتشان است . اما نباید اینقدر سطحی به این موضوع بنگریم و تنها تفاوت آنها را سرعتشان در رساندن ما به مقصد بدانیم . بگذارید آنگونه که برای دوستانم در حین قدم زدن تفاوت این دو را تشریح میکنم ، برای شما هم تشریح کنم .

ادامه ی مطلب

لیستی از ببخشید ها

تقاضای بخشش ، از پی بردن به اشتباهات ناشی می شود . و پی بردن به اشتباهات در نتیجه تلاش برای رفع مسائل شخصی به دست می آید .

لیستی از ببخشیدهایی که به دیگران بدهکارید تهیه کنید و بر دلیل آن ها تمرکز کنید . این بخشش ها میتوانند در آینده باشند ، مثلا پدری که امروز به یادگیری و دانش آموختن اهمیت نمیدهد ، در آینده شرمنده فرزندش خواهد بود ، که چرا آنقدر که می توانست نمیداند .

در آینده برای چه چیزهایی تقاضای بخشش خواهید کرد ؟ اگر شانس تغییر دادن آنها را دارید ، آیا تصمیم به تغییر آنها دارید ؟

 

از کوتهی ماست

دیشب برای اولین بار مهمان اتاق کناری در خوابگاه بودم ، دوستم که در آن اتاق زندگی میکند روانشناسی تربیتی میخواند . این نوشته او نظر مرا جلب کرد و با کسب اجازه از او عکسی یادگاری از آن گرفتم . این چند کلمه نوشته شده بر روی وایت برد ، سالها حرف برای گفتن دارند .

az-kotahi-mast

 

از کوتهی ماست ، که دیوار بلند است 

این نوشته در اصل مصراعی از صائب تبریزی می باشد ، غزل کامل آن را میتوانید در اینجا بخوانید .

کتاب زندگی امیر – قسمت هشتم

-یعنی تو میخوای 2 – 3 روز قبل از امتحاناتت بری بشینی توی گیم نت به خاطر مسابقات ؟

-نه ، ما نهایتا روزی 4 ساعت بازی داریم که از قبل بهمون میگن چه ساعتی هست

با تعجب نگام کرد و گفت :

-که اینطور..

شام که تموم شد برگشتم تو اتاقم و جلوی آینه وایسادم . چانه ام کمی دراز تر شده بود ، لپ هام آب شده بود و توی چشمام شیطنت خاصی به چشم میخورد . ابروهام پرپشت تر شده بود و ترکیب همه اینها شده بود یه پسر شونزده ساله . نشستم روی تخت و به فکر فرو رفتم . داشتم بزرگ میشدم ، از بزرگ شدن میترسیدم . از جدی شدن زندگی میترسیدم ، هیچوقت از جدی بودن زندگی لذت نبرده بودم ، بهترین مثالش رفتن مامان بود .

نگاهم به کوله پشتیم افتاد و دفتر و خودکارم رو بیرون آوردم ، تصمیم گرفتم کمی از خودم بنویسم ، نمیدونستم چطوری شروع کنم ، چند ثانیه ای به صفحه خالی خیره شدم تا بالاخره نوشتم : سلام امیر .

چند ثانیه دیگه مکث کردم و فکر کردم میتونم یه نامه بنویسم ، یه نامه ای که نوشتن ساده باشه و بتونه فکرهای توی مغزم رو روی کاغذ بیاره . ادامه دادم :

ادامه ی مطلب

وبلاگ نویسی ، عمق و اکو

گاهی اوقات با خود فکر میکنم که ، مجبور کردن خود به هر روز نوشتن ممکن است از عمق مطالبی که مینویسم بکاهد ، اما در جواب خود میگویم :

اولا عمق نوشته در یک وبلاگ ، توسط یک رشته مطلب تعیین می شود ، نه چند مطلب به خصوص ، برای تصدیق این فکر هم به دو سال قبل که شروع به وبلاگ نوشتن کردم اشاره میکنم ، در آن زمان به صورت میانگین هفته ای یک نوشته مینوشتم و آن نوشته ها نسبت به این نوشته ها بسیار عمیق تر بودند ، اما اگر میخواستید با استفاده از ارتباط آنها ، معنایی پیدا کنید ، به اندازه ارتباط دادن نوشته های کنونی ، موفق نمی شدید ، چرا که آن مطالب همانند جزیره هایی جدا از هم بودند ، هر کدام نام خود را داشتند و هر کدام خصوصیات فیزیکی و آب و هوای خاص خود را .

اما خواندن مطالب کنونی روزنوشته ها همانند یک جاده مستقیم است که هر روز مقداری به جلو طی میشود ، شما با سپری کردن مدتی در این جاده میتوانید جاده را بشناسید ، بفهمید به کجا و با چه سرعتی می رود و نهایتا در گذر زمان و جاده است که به عمق آن پی خواهید برد .

ادامه ی مطلب

هنر درست فهمیدن مساله

باخبر شدم که امروز به دلیل واژگون شدن اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات ، تعدادی از دانشجویان مصدوم و تعدادی دیگر فوت شده اند . در ابتدای بحث لازم است به خانواده دانشجویان فوت شده تسلیت بگویم و برایشان آرزوی صبر و بردباری در غم از دست دادن فرزندانشان داشته باشم . برای دانشجویان مصدوم هم آرزوی بهبود هر چه سریعتر دارم ، به امید اینکه دیگر دل هایمان از وقوع چنین حوادثی به درد نیاید .

اما مورد بحث امشب ، هنر درست فهمیدن مساله است . امروز به محص اینکه ناهار را تمام کردم از خوابگاه بیرون زدم و از این خط به آن خط قطار عوض کردم و پی چند کاری که انجامشان را به امروز موکول کرده بودم را گرفتم . در میان این خط عوض کردن ها بود که از گروه های دانشجویی که عضوشان هستم خبر وقوع این حادثه را شنیدم .

موردی که برای من جالب بود ، نحوه تحلیل و ارائه خبر بود ، دقیقا همانند چند هزار حادثه گذشته اتفاق افتاده در کشورمان ، در اکثر موارد اطلاع رسانی ، از پرداختن به اصل موضوع سر باز زده و بر روی حواشی مربوط به موضوع تمرکز میکنیم .

ادامه ی مطلب

در مورد صبر

صبور بودن دغدغه پارسالم بود .

به دنبال چند کتاب خوب در باب صبر گشتم و به دلیل اینکه در کتاب فروشی های محلی موجود نبودند ، از خواندشان محروم شدم .

اما در یک سال گذشته که به سبب اتفاق هایی که در خواب هم به وقوع پیوستنشان را نمیدیدم ، چند نکته کلیدی در مورد صبر فرا گرفتم . امشب به یکی از آن نکات اشاره میکنم .

آن نکته این است که انسان های صبور در مقابل مشکلات Resilient (به فارسی انعطاف پذیر -ترجمه انعطاف پذیر برای این لغت آنچنان صحیح نیست ، امیدوارم ترجمه بهتری برای این لغت در آینده نه چندان دور پیدا شود ، تا چنانکه دغدغه پروفسور رحمان سرشت است و بارها سر کلاس هایش به ما گوشزد کرده ، بتوانیم فارسی را پاس بداریم )

ادامه ی مطلب

چند خط درباره روزنوشته ها

امروز صبح چند دقیقه ای زمان خالی داشتم و تصمیم گرفتم برگه درباره من روزنوشته ها را سر و سامانی بدهم ، مطلب زیر حاصل تلاشم برای سامان بخشیدن به برگه درباره من بود که دوست داشتم آن را در قالب یک مطلب داشته باشم ، تا اگر روزی برگه درباره من تغییر کرد ، این چند کلمه در جایی ثبت شده باشند .

اینجا ، جایی برای شکستن خود سانسوری است ، جایی برای خودافشایی  .

خود سانسوری که هرچه بزرگتر میشویم ، در ما قوی تر میشود و از طرف دیگر نعمت وجود شبکه های اجتماعی که زمینه را برای دامن زدن به این خود سانسوری فراهم می کند ، یا آن را تا بالاترین حد تقویت می کند ، یا آن را می شکند . من اما فکر می کنم در شبکه های اجتماعی خود سانسوری ها شکسته نمی شوند ، بلکه تقویت می شوند . در شبکه های اجتماعی است که می توانیم هرآنکه هیچوقت نبوده ایم باشیم ، در هر نقابی جای بگیریم و با زبانش سخن بگوییم .

هدف روزنوشته های من اما این نیست ، هدف روزنوشته ها شکستن هرآنچه به اشتباه ساخته شده است ، نقاب های دروغین . راه شکستن این نقاب های دروغین ، خودشناسی است ، اما آیا خودشناسی کار آسانی است ؟ من فکر نمیکنم که آسان باشد ، چرا که افرادی که به مراتب از من بهتر بوده اند بارها گفته اند که میترسند بمیرند و خود را به درستی نشناخته باشند . ابزارهای زیادی برای خود شناسی وجود دارند ، اما هیچکدام از آنها همانند نوشتن از افکار خود به شما در شناخت خودتان کمک نمیکند ، پس باید نوشت ، تا خود را شناخت ، بدون سانسور ، بدون نقاب ، بدون پرده .

ادامه ی مطلب

نکته ای در مورد بلاگ نویسی

دو سال پیش بود که برای اولین بار در ehsanamiri.ir نوشتم ، آنموقع عنوان سایت این بود : نجواهای جنگل ، وبلاگ احسان امیری

بیشتر روانشناسی مینوشتم ، چرا که در آن روزها بیشتر روانشناسی میخواندم .

دو روز قبل مشغول مطالعه کتابی در حوزه Influencer Marketing بودم و نکته ای که توجه ام را جلب کرد این بود که : برای نوشتن در هر حوزه ای ، به طوری که نوشته تو مفید واقع شود ، تو باید بر آن حوزه تسلط خوبی داشته باشی .

در آن کتاب تاریخچه Influencer Marketing به طول کامل تشریح شده بود و من به این فکر افتادم که آیا کسانی که در حوزه Influencer Marketing مینویسند ، واقعا بر تمامی این مطالب و تاریخچه و چگونگی پیدایش Influencer Marketing تسلط دارند ؟ جستجوی سریعی در گوگل باعث شد به این نتیجه برسم که خیر . خیر هم به این دلیل بود که اطلاعات ارائه شده در اکثر مطالب نوشته شده ، کمابیش یکسان بود و تنها چیزی که در میان آنها متفاوت بود میزان ارائه اطلاعات و نحوه نگارش و ارائه آن اطلاعات بود  .

و این مرا به نتیجه گیری دوم رساند : برای تسلط یافتن به حوزه مورد نظر و نوشتن در مورد آن ، شما به چیزی بیش از خواندن بلاگ های دیگران و جستجو های اینترنتی و ویکی پدیایی نیاز دارید .

شما به مطالعه مراجع نیاز دارید . یک بلاگ نویس زمانی میتواند در حوزه ای مفید بنویسد ، که مراجع را خوانده باشد و بر آن حوزه و مفاهیم و کاستی ها و کمالات آن کاملا تسلط داشته باشد .