چند نکته از مستند Recovery Boys

پس از دیدن نیمی از مستند The Recovery Boys ، مشتاق بودم ادامه آن را ببینم و از پایان فیلم و داستان هرکدام از افراد حاضر در فیلم مطلع باشم .

امشب پس از صرف شام نشستم و چند دقیقه پایانی را دیدم و در نهایت تصمیم گرفتم چند نکته کوچک را که از ترکیب تجربه شخصی ام و دیدن این مستند در ذهن داشتم اینجا بنویسم .

اولین و مهم ترین نکته که در نظرم آمد این بود که اعتیاد یک سبک زندگی است و یک انسانِ معتاد همیشه یک معتاد باقی خواهد ماند ، با تفاوت اینکه برخی از این انسان ها تصمیم میگیرند سبک زندگی خود را تغییر دهند ، پس به نظرم وقتی که در جلسات درمان افراد معتاد ، خود را یک معتاد به مواد مخدر ، به الکل ، به بازی های رایانه ای و … می خوانند ، در واقع در حال روبرو شدن با حقیقت و آماده سازی خود برای آینده هستند . چرا که برای یک انسان که قبلا در دام اعتیاد بوده است ، هیچ چیزی خطرناک تر از باور داشتن به اینکه اعتیاد را پشت سر گذاشته و دیگر قرار نیست به آن برگردد نیست .

در مقام کسی که سال ها به بازی های کامپیوتری وابستگی شدید داشتم (نمیگویم معتاد بودم ، چرا که میتوانستم آن را هرگاه که میخواهم کنار بگذارم) ، میدانم که اقرار به معتاد بودن اشتباه نیست و درست است ، چرا که به قول مربی حاضر در مستند : فاصله شما با برگشتن به اعتیاد ، یک لحظه تفکر در مورد آن است .

این را تجربه کرده ام ، که حتی یک وابستگی ساده به بازی های رایانه ای هم میتواند پس از سالها و تنها با چند لحظه تفکر ، زندگی انسان را دوباره آلوده کند .

دومین نکته ای که توجه ام را جلب کرد این بود که ، برگشتن به اعتیاد در بیشتر موارد با تفکر مستقیم به مصرف دوباره صورت نمی گیرد ، بلکه با تفکر به موارد وابسته به اعتیاد شکل میگیرد . بدین صورت که برای یک معتاد الکل ، تفکر اینکه دلش میخواهد دوباره الکل مصرف کند ممکن است خطرناک نباشد ، چرا که او در خوادآگاه خود تصمیم گرفته دیگر از الکل استفاده نکند . و تفکر مستقیم به مصرف را دفع می کند ، اما تفکر به مشکلات زندگی و نگرانی هایش (که در گذشته دلیل روی آوردن او به الکل بوده اند) میتواند او را به سمت مصرف الکل سوق دهد . تو گویی که اگر مستقیما به آن فکر کنی میتوانی شکستش دهی ، اما در صورتی که از در دیگری وارد شود تو و عزمت را تضعیف کرده و آهسته آهسته ، قدم به قدم تورا به سمت مصرف دوباره سوق میدهد .

سومین موردی که نظرم را جلب کرد این بود که ، عشق و محبت و دوستی همه جا میتواند پیدا شود ، حتی در میان افرادی که بسیاری از ما مستحق زندگی نمیدانیم ، افراد معتاد به مواد مخدر . در طی فیلم احساس محبت و مسئولیتی که افراد معتاد حاضر در فیلم نسبت به هم داشتند ، ستودنی بود .

مورد چهارم که به مورد اول مربوط میشود این است که ترک اعتیاد ، در واقع بیشتر از جنس پیشگیری است تا ترک . فردی که ترک میکند یک عمر باید از برگشتنش به سبک زندگی قبلی اش و آدمی که در گذشته بوده جلوگیری کند . اینگونه نیست که 40 روز یا یک سال یا پنج سال پاک شوی و فکر کنی که دیگر تمام شده ، ترک اعتیاد بیشتر از جنس پیشگیری است و این پیشگیری به ندرت پایان می پذیرد .

The-Recovery-Boys

تصویری از مستند The Recovery Boys

اشتراک گذاری :

پاسخی بگذارید