من در آرزوی او شدنم ، دکتر عباس فایضی

اشک در چشمانم حلقه زد ، وقتی که صفحه نتایج جستجوی “دکتر عباس فایضی” در گوگل را دیدم .

آدرس مطب او ، موقعیت آن به روی نقشه ، تلفن و تصویر و …

دکتر عباس فایضی

دکتر فایضی در بدترین برهه در زندگی ام از بُعد تنفس و آلرژی دکتر من بود . هنوز به یاد دارم سال های اول دبستانم را که به همراه مادرم ماهانه با دکتر فایضی ملاقات میکردیم و وضعیت آسم و آلرژی من را بررسی می کرد . آن سال ها تازه یک رنو 5 خریده بود . ماشین لوکسی نبود و برای فردی در سن و سال او مناسب بود . یکی دو سالی میشد که در طبقه بالای یک ساختمان مطب دایر کرده بود و با جان و دل تلاش می کرد تا گره از مشکلات تنفسی مردم باز کند .

دوم دبستان بودم که دو هفته در بیمارستان بررسی شدم ، دلیل آن هم مشخص بود ، مشکلات شدید تنفسی .

هر روز منتظر میماندم تا دکتر عباس فایضی بیاید و وضعیت تنفسی مرا چک کند ، او را دوست داشتم و به او احترام زیادی می گذاشتم .

او مهربان بود ، با همه و مخصوصا با کودکان . رفتارش را با دیگران که می دیدی شیفته متانت و وقار او می شدی . آرام بود و سر به زیر ، به همه از نگهبان بیمارستان گرفته تا همکاران خود احترام می گذاشت . با نیم ساعت در کنار او بودن میتوانستی متوجه عزت نفس بسیار بالای او شوی .

آن روزهای کودکی گذشت و وضعیت تنفسی من رو به بهبود گذاشت ، شرایط تنفسی که مقداری برطرف شد ، آلرژی های گوناگون سر از دل خاک بیرون آوردند . مدت زیادی به دنبال مطب دکتر فایضی که به اهواز منتقل شده بود گشتیم تا مطبش را پیدا کردیم . نوبتی گرفتیم و هفته بعد که نوبتمان شد به ملاقات او رفتیم .

با دیدن من و مادرم ما را به خاطر آورد ، از جا بلند شد ، احوال من و خانواده را جویا شد و پس از شنیدن پاسخ به گوش دادن به مشکل ما نشست . مادرم توضیح داد که احسان حساسیت های مختلفی دارد و آمده ایم چاره ای برایش پیدا کنیم . دکتر فایضی که از اولین روز دکتریش با خود عهد کرده بود که همیشه سیستمی ترین و سالم ترین راه برای درمان بیمارانش را به آنها نشان دهد از تجویز قرص های ضد حساسیتی که خود باعث بروز هزاران حساسیت جدید می شدند خودداری کرد .

به جای قرص های رنگارنگ از من خواست که دست هایم را تا آرنج با دقت با مایع دست شویی بشورم و به نزد او بروم . دستانم را شستم و دکتر چندین تست را روی من انجام داد و در نهایت با اعلام اینکه من به حیوانات و چمن و خاک زیر فرش حساسیت دارم ، بحث ما در مورد حساسیت را خاتمه داد . به من پیشنهاد کرد که به جای تحریک حساسیت و استفاده از قرص های زیان آور ، اندکی از عواملی که حساسیت من را تشدید می کنند دوری کنم .

صحبت هایش که تمام شد ، از جا بلند شدیم تا بیرون بیایم ، او هم از جایش بلند شد و برایمان آرزوی سلامتی کرد و از مادرم خواست سلامش را به پدرم برساند . بیرون آمدیم و از آن روز حساسیتم دیگر تشدید نشد ، چرا که یک تست 10 دقیقه ای دکتر فایضی ، جایگزین هزاران قرص رنگارنگ من شد .

از آخرین دیدارم با دکتر فایضی حدودا یک دهه می گذرد ، اما یاد او هر زمان که به وقار و احترام و افتادگی و تواضع فکر می کنم همراه من است ، در زندگی می شناسم انسان هایی را که آرزو دارند به جای کس دیگری باشند ، یا همانند آن کس شوند ، من اگر یک انتخاب داشتم ، که همانند چه کسی شوم ، شک ندارم که دکتر عباس فایضی ، تنها انتخابم می بود .

 

پی نوشت : متاسفانه تصویری از دکتر فایضی در اینترنت پیدا نکردم .

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید