تفاوت سرمایه و منبع

یک خودکار ارزشی ندارد ، مگر اینکه برای نوشتن چیزی که مفید و سودآور است استفاده شود .

آنچه که با خودکار نوشته میشود و خروجی خودکار محسوب میشود است که مشخص میکند خودکار ما چقدر ارزش افزوده ایجاد کرده . آیا یک برگه را سیاه و خط خطی کرده ، یا اینکه برای خوش نویسی استفاده شده و برای ما کسب درآمد کرده است ؟

تفاوت منبع و سرمایه هم در همین است، منابع به صورت میانگین حداقل بازدهی مورد انتظار را از هر انسانی/چیزی مشخص میکنند و سرمایه ، ارزش افزوده ای که به واسطه کار کردن با آن انسان یا چیز ایجاد می شود را .

بحث سرمایه انسانی و منابع انسانی هم در مورد همین موضوع است ، که کارمندی که ما داریم چقدر اضافه بر آنچه از او انتظار میرفته کار کرده و خروجی دارد. به واسطه اضافه بودن فعالیت ها و مسئولیت ها است که یک کارمند برای سازمان سرمایه انسانی محسوب می شود .

هر کارمندی ، در هر سمتی ، توانایی دارد که خود را از صرفا یک منبع بودن به سرمایه ای برای سازمانش تبدیل کند . به نحوی که در جایگاه شغلی او ، استاندارد ها و انتظارات پس از ترک جایگاهش نسبت به قبل از ورود به آن جایگاه به مقدار قابل توجهی افزایش پیدا کنند .

در موقعیت شغلی که دارید ، چه کارهایی را برای تبدیل شدن به یک سرمایه سازمانی انجام داده و میدهید ؟

 

 

پی نوشت اول : ایده نوشتن در مورد تفاوت منبع و سرمایه انسانی در سازمان ها از صحبت های یکی از دوستان حاصل شد که معتقد بود شرکت های ایرانی برای منابع انسانی خود ارزشی قائل نیستند . نوشتن در مورد تفاوت این دو مفهوم نیاز بود تا اندکی دقیق تر به بحث حفظ منابع انسانی بنگریم و با توجه به تعاریف ارائه شده دوباره در مورد این موضوع فکر و قضاوت کنیم .

پی نوشت دوم : یادمان باشد ، تلاش برای تبدیل شدن به سرمایه مساوی است با تلاش برای بهبود فرآیند انجام کارها ، ورودی یک انسان خوش خط و یک انسان بد خط با یکدیگر مساوی است . آنچه که خروجی آنها را از هم متمایز میکند ، چگونگی انجام کارهاست .

اشتراک گذاری :

پاسخی بگذارید