تفاوت جنگ و درگیری

جنگ کلی تر است ، بلند مدت تر است و توانایی رقم زدن سرنوشت یک فرد/کشور/قاره/کره را دارد .

درگیری اما موردی جزئی است ، اغلب به دلیل سو تفاهم یا عدم توافق بین طرفین رخ می دهد .

هدف صحبت امروزم توضیح تفاوت بین جنگ و درگیری نیست ، هدف امروزم داشتن تفکر سیستمی نسبت به تعارض ها و مدیریت آن هاست .

به اطرافیانم گفته ام ، میگویم و خواهم گفت که : به خاطر پیروزی در یک درگیری کوچک جنگ بزرگتر را نبازید .

اگر بخواهم مثالی بزنم به قاتل هایی اشاره می کنم که به خاطر یک لحظه غرور و اظهار وجود و نیرومندی برای همیشه خود را اسیر میله های زندان کرده اند . بردن یک درگیری کوتاه مدت باعث شده که جنگ بزرگ تر نادیده گرفته شده و فراموش شود و در نهایت دستیابی به برد کوتاه مدت ، منجر به شکست بلند مدت شده .

در روابط فردی / اجتماعی / کسب و کار این موضوع مصداق دارد . ما روزانه درگیری های مختلفی داریم ، با همکار و مدیر و زیردستان ، با مردم عادی ، با دوستان ، با همسر ، با خانواده و دیگر افراد . توانایی مدیریت بر خود در اینجا نیاز است ، چرا که بدون توجه به جزئیات و مدیریت دقیق نمی توان دریافت که تعارضی که با آن دست و پنجه نرم می کنیم از جنس درگیریست ، یا جنگی تمام عیار .

 

به صورت کلی ، فکر می کنم توجه به سه موضوع همیشه در برخورد با تعارض ها نیاز است :

اول اینکه به یاد داشته باشیم تفاوت جنگ و درگیری چیست .

دوم اینکه به یاد داشته باشیم به صورت پیش فرض بسیاری از ما تمایل به پیروزی در درگیری ها را داریم .

سوم اینکه هر درگیری می تواند تله ای جدی برای افتادن در دام جنگ و شکست باشد .

 

اشتراک گذاری :

پاسخی بگذارید