تصمیم گیری ، قضاوت و خطا

چند روز پیش با آشنایی صحبت می کردم ، از کارم پرسید و چند جمله ابتدایی در مورد کارم به او گفتم .

در پس هر جمله من دو جمله جواب می داد ، جملاتی که محتوایشان قضاوت محض بود . من اگر به جای تو بودم.. تو این کار را بکن.. تو این کار را نکن…. تو چرا این کار را میکنی…. تو چرا این کار را نمی کنی…..

هرچه صحبت جلوتر می رفت و جملات بیشتری می گفتم و اطلاعاتش از وضعیت من و کارم و همکارانم بیشتر می شد مسیر قضاوتش تغییر می کرد و به سمت واقعیت می آمد .

پس از صحبت با او با خودم فکر کردم که در عالم واقعیت اتفاقی که برای ما و برخی از تصمیم هایمان می افتد آنچنان تفاوتی با آنچه از تجربه با این آشنا فهمیدم ندارد .

تصمیم های حساب نشده و بر پایه اطلاعات کم و بعضا ناقصی که میگیریم در طول زمان تعدیل می شوند ، جهتشان عوض می شود و در نهایت تا آنجایی که اطلاعات در دسترس است و درک ما از اطلاعات درست است و تصمیممان در جهت کار درست است به واقعیت و آنچه درست است و باید انجام شود نزدیک می شویم .

و توجه به این نکته ضروری است که :

آنچه در پی این فرآیند باقی می ماند هزینه ای است که در طول این مسیر پرداخته ایم ، هزینه اینهمه قضاوت آشنای من خراب شدن وجه اش در نزد من است ، هزینه های تصمیم های اشتباه ما چقدر بوده و است ؟

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید