ارتباط خلاصه نویسی و فیلم دیدن

امروز یک ساعتی از وقتم را خالی کردم تا به دیدن مستند Recovery Boys بنشینم ، دلیل انتخاب این مستند هم آن بود که از دیدن تلاش افراد معتاد برای بازگشت به زندگی لذت می برم و میتوان از آنهایی که توانسته اند به زندگی برگردند درس های زیادی در مورد زندگی و تلاش و عشق و غرور و احترام فرا گرفت .

طبق عادتی که از خلاصه نویسی هایم از کتاب هایی که خوانده ام و میخوانم کسب کرده ام ، هنگام دیدن این فیلم چند جمله را به عنوان خلاصه آنچه از فیلم فهمیده بودم و در نظرم مهم آمد ، نوشتم . بسیاری از ما عادت خلاصه نویسی را در مورد کتاب ها داریم ، برخی از ما در مورد صحبت ها در یک سمینار یا کلاس درس ، و تعداد اندکی از ما این عادت را در مورد فیلم ها داریم .

فکر میکنم اگر تلاش کنیم خلاصه نویسی از فیلم هایی که میبینیم را یاد بگیریم ، این خلاصه نویسی میتواند به ما در انتقال مفاهیم مثبت نهفته در فیلم کمک کند . مثلا در مستند امروز ، فردی به نام جف بود که 26 سال داشت و پدر دختری 3 ساله بود ، در طول فیلم جف نسبت به دور بودن از دخترش ابراز ناراحتی و بی طاقتی میکرد ، سکانس هایی که جف در آنها در مورد دخترش صحبت میکرد ، یا با دخترش دیدار میکرد جمعا 20 دقیقه ای میشد ، اما تمام آنچه من به عنوان خلاصه از این رابطه ارائه شده در فیلم یادداشت کردم جمله ای بود که راش (دوست جف) در فیلم به او میگفت : “در حال حاضر بهترین چیزی که میتوانی به دخترت عرضه کنی ، ترک کردن مواد مخدر است” .

اگر روزی بخواهم از این فیلمی که دیدم استفاده ای مثبت داشته باشم ، مطابق با آنچه از این خلاصه و مفهومش یاد گرفته ام ، باید بدانم که بهترین چیزی که انسان میتواند به عزیزانش هدیه دهد ، اولا صحت و سلامتی اش است و دوما این هدیه در زمره ساده ترین کارهایی که انسان میتواند انجام دهد قرار دارد . شاید برای یک پسر بهترین هدیه از طرف پدرش اختصاص آخر هفته ها به فوتبال بازی کردن با پسرش به جای به دنبال 1 میلیون تومان پول بیشتر بودن در جهت رفاه آن پسر باشد . شاید برای یک شریک عاطفی ، بهترین هدیه یک شاخه گل و توجه به خصوص باشد ، نه پولی و رفاهی که به قیمت سلب کردن توجه و شاخه گل ها از شریک عاطفی کسب شده باشد .

گاهی اوقات ، بهترین هدیه ها ، در ساده ترین کارها نهفته اند . 

قبل از اینکه مطلب را به پایان برسانم به یک نکته دیگر هم باید اشاره کنم تا مطلب حداقل تا به الان کامل باشد .

نکته این است که گاهی اوقات نیازی به خلاصه نویسی نیست ، تنها نیاز به حفظ کردن خلاصه هایی است که در خود فیلم نهفته است و نویسنده فیلم تمام پیام فیلم را در یک جمله به ما هدیه داده است .  چند نفر از شما گفتگو و جمله زیر از فیلم فارست گامپ را به یاد دارید ؟

Jenny : Do you ever dream, Forrest, about who you’re gonna be?

Forrest : Who I’m gonna be?

Jenny : Yeah.

Forrest : Aren’t-aren’t I going to be me?


Forrest : My momma always said , ” Life was like a box of chocolates. You never know what you’re gonna get . “

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید